پارادایم شیفت در مهندسی خانواده؛ چگونه مدل گاتمن روابط عاطفی را متحول کرد؟
مقدمه
تا دهه هفتاد میلادی، اتاقهای مشاوره بیشتر شبیه میدان جنگ بود. مشاوران با توصیههای اخلاقی و نظریات کلی تلاش میکردند آتش دعوای زوجین را خاموش کنند؛ اما نرخ تعارض دوباره بسیار بالا بود. روشها بیشتر حدس و گمان بود و نتیجه پایدار نبود.
پیدایش یک نگاه علمی به روابط عاطفی
جان گاتمن، ریاضیدان یهودی از MIT، سؤال مهمی مطرح کرد:
اگر میتوان بازار بورس و آبوهوا را مدلسازی کرد، چرا نتوان یک رابطه عاطفی را پیشبینی کرد؟
این پرسش آغازگر انقلابی در روانشناسی خانواده شد. او و همسرش، دکتر جولی گاتمن، در سال ۱۹۹۶ موسسه گاتمن را تأسیس کردند و با ایجاد یک «آزمایشگاه زندگی واقعی» در دانشگاه واشنگتن، روابط زوجین را بهصورت علمی و دقیق بررسی کردند.
۴ دهه پژوهش؛ از مشاهده تا الگوریتمهای رابطه
مطالعات ۴۰ ساله روی ۳۰۰۰ زوج، به کشف الگوهای قطعی فروپاشی یا بقای رابطه منجر شد. یافتههای گاتمن بر دو محور اصلی استوار است:
۱. شناسایی چهار عامل ویرانگر روابط
گاتمن نشان داد چهار رفتار بیشترین نقش را در تخریب روابط دارند:
انتقاد
جبههگیری (حالت دفاعی)
دیوارکشی یا سکوت سنگین
تحقیر (قویترین پیشبینیکننده طلاق)
تحقیر به تنهایی قادر است آینده یک رابطه را با دقت بسیار بالا پیشبینی کند.
۲. قانون طلایی نسبت ۵ به ۱
گاتمنها مدل «خانه روابط سالم» را طراحی کردند که بر پایه اعتماد و تعهد ساخته شده است.
طبق قانون ۵ به ۱:
در یک رابطه پایدار، به ازای هر لحظه منفی، باید حداقل پنج تعامل مثبت وجود داشته باشد تا «حساب بانکی عاطفی» زوجین خالی نشود.
دقت ۹۰ درصدی در پیشبینی طلاق
امروزه موسسۀ گاتمن با انتشار بیش از ۲۰۰ مقاله علمی و ۴۰ کتاب معتبر، توانسته است تنها با مشاهده ۱۵ دقیقه تعامل بین زوجین، با دقت بیش از ۹۰ درصد احتمال طلاق را پیشبینی کند.
نتایج تحقیقات آنها در بیش از ۳۸ کشور تست شده و نشان داده است که الگوهای عشق و تعارض جهانیاند و محدود به فرهنگ خاصی نیستند.
پیام اصلی گاتمن برای مهندسی خانواده
پیام گاتمن روشن است:
برای نجات خانواده، ابزار دقیق لازم است.
سؤال کلیدی اینجاست: در محصولات فرهنگی و آموزشی ما، چقدر ابزارهای کاربردی، عملی و قابلاجرا برای تقویت خانواده وجود دارد؟ و سهم ما در انتقال این مهارتها به نسل بعد چقدر است؟
جمعبندی
رویکرد گاتمن نه یک تکنیک، بلکه یک پارادایم شیفت در مهندسی خانواده است. این مدل علمی نشان داد که روابط عاطفی قابل اندازهگیری، پیشبینی و تقویت هستند—به شرط آنکه ابزار مناسب در اختیار خانوادهها قرار گیرد.